احمد اديب پيشاورى

9

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )

تصوير اول [ شهرها ] از رنگهاى شهرهاى عجيبه رنگ‌آميز بدايع هريك جلوه‌ريز محمد طاهر عماد الدين مصنف تاريخ روضة الطاهرين از نگارستان قاضى احمد در غرايب شهر ختا چنين نقل آورده كه در سنهء هشتصد و بيست و پنج هلالى ايلچيان ميرزا شاهرخ باتفاق غياث الدين نقاش كه بايسنغر ميرزا همراه فرستاده بود برگشته بهرات آمدند و چنين گزارش نمودند كه در شانزدهم ذى قعدهء سال هشتصد و بيست و دو از هرات برآمده بيست و هشتم جمادى الاولى سنهء هشتصد و بيست و سه در بيابان شيربهرام رسيديم در آن بيابان بىپايان از جوش برودت با آنكه آفتاب در دهم درجهء سرطان بود آب بر انگشت يخ مىبست و در ظفرنامهء تيمورى مرويست كه از ختن كه دار الملك ولايت كاشغر است تا شهر خان‌باليغ كه تختگاه دار الملك شهر ختا است به راه آبادى يكصد و شصت و يكمنزل است بدين روش از ختن تا قراخواجه سى و پنج منزل و از قراخواجه تا قامول كه شهريست در سر حد ختاى و از آنجا از كوه تا كوه كه مسافت ميانهء آن هر دو بيست و پنج فرسخست ديوارى كشيده رفيع و عريض و دروازهء بر آن نشانيده‌اند و آنجا يام خانه‌ها بنا كرده‌اند و لشكرى كثير و خلق بسيار در آنسرحد قيام مينمايند و آن سى و يكمنزل است از آنجا به كيخاتو كه از جمله سواد اعظم آنولايتست پنجاه و پنج منزل و از آنجا تا بخانباليغ چهل منزلست و ميگويند كه از ختن تا سر حد ختا راه ديگر هست كه بچهل روز ميتوان رفت اما هيچ آب و آبادانى ندارد و آن بيابان اكثر ريگ